- صفحه اصلی
- لیست کتابهای حدیث
- فهرست میزان الحکمه ج4
- 10 ـ بلند همّتى در خواستن
10 ـ بلند همّتى در خواستن


بحار الأنوار ـ به نقل از ربيعة بن كعب ـ : روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله به من فرمود: اى ربيعه! هفت سال به من خدمت كردى، آيا از من حاجتى نمى خواهى؟ من عرض كردم: اى رسول خدا ! مرا فرصتى ده تا بينديشم . صبح روز بعد كه خدمت پيامبر رسيدم ، فرمود : اى ربيعه! حاجتت را بگو . عرض كردم : از خداوند بخواه كه مرا با تو به بهشت برد . حضرت فرمود : چه كسى اين را به تو ياد داد؟ عرض كردم : اى رسول خدا! هيچ كس به من ياد نداد ، بلكه با خودم انديشيدم و گفتم : اگر از ايشان ثروت بخواهم ، عاقبتش نابودى است و اگر عمر طولانى و اولاد بخواهم، عاقبت همه آنان مرگ است. آن حضرت لحظاتى سرش را پايين انداخت و سپس فرمود : اين كار را مى كنم . تو نيز با سجده زياد ، مرا [در برآورده شدن
اين خواهش از خدا] يارى رسان .
نمایش منبع


امام على عليه السلام ـ در وصيت خود به فرزندش حسن عليه السلام ـ فرمود : بايد براى خود ، آن چيزى را [از خدا] بخواهى كه جمال و نيكى آن برايت بماند و وبال و آزارش از تو دور ماند . مال و ثروت براى تو نمى ماند و تو نيز براى آن نخواهى ماند .
نمایش منبع


امام صادق عليه السلام : مردى خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و سلام كرد و مسلمان شد و سپس عرض كرد : اى رسول خدا ، مرا مى شناسى؟ حضرت فرمود : تو كيستى؟ عرض كرد : من صاحب همان منزلى هستم در طائف كه شما در فلان روز از دوره جاهليت بر من وارد شديد و من گرامى تان داشتم . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : خوش آمدى ، حالا حاجتت را بخواه. آن مرد عرض كرد : دويست گوسفند با چوپانان آنها . رسول خدا صلى الله عليه و آله دستور داد به او بدهند ، آن گاه به اصحابش فرمود : اين مرد آن همّتِ بلند را نداشت تا چيزى را از من بخواهد كه آن پير زن بنى اسرائيل از موسى عليه السلام خواست .

نمایش منبع


امام صادق عليه السلام ـ در پاسخ به اين سؤال كه درخواست پير زن بنى اسرائيلى از موسى عليه السلام در قبال نشان دادن قبر يوسف عليه السلام چه بود؟ ـ فرمود : آن پير زن گفت : اين كار
را نمى كنم مگر آن كه چند كار برايم بكنى: پايم را چابك گردانى ، بينايى مرا به من بازگردانى ، جوانى ام را به من برگردانى ، و مرا با خودت در بهشت جاى دهى .
نمایش منبع


امام كاظم عليه السلام : ابوذر از خوف خدا چندان گريست كه چشمش آسيب ديد ؛ به او گفته شد : كاش دعا مى كردى كه خدا چشمت را شفا دهد؟! ابوذر گفت : از اين غافل شده ام و مهم ترين مشغله فكرى ام نيست . گفتند : چه چيز تو را از آن باز داشته است؟ گفت : دو امر بسيار بزرگ : بهشت و دوزخ .
نمایش منبع


- رسول خدا صلی الله علیه و آله 11014 حدیث
- فاطمه زهرا سلام الله علیها 90 حدیث
- امیرالمؤمنین علی علیه السلام 17430 حدیث
- امام حسن علیه السلام 332 حدیث
- امام حسین علیه السلام 321 حدیث
- امام سجاد علیه السلام 880 حدیث
- امام باقر علیه السلام 1811 حدیث
- امام صادق علیه السلام 6388 حدیث
- امام کاظم علیه السلام 664 حدیث
- امام رضا علیه السلام 773 حدیث
- امام جواد علیه السلام 166 حدیث
- امام هادی علیه السلام 188 حدیث
- امام حسن عسکری علیه السلام 233 حدیث
- امام مهدی علیه السلام 82 حدیث
- حضرت عیسی علیه السلام 245 حدیث
- حضرت موسی علیه السلام 32 حدیث
- لقمان حکیم علیه السلام 94 حدیث
- خضر نبی علیه السلام 14 حدیث
- قدسی (احادیث قدسی) 43 حدیث
- حضرت آدم علیه السلام 4 حدیث
- حضرت یوسف علیه السلام 3 حدیث
- حضرت ابراهیم علیه السلام 3 حدیث
- حضرت سلیمان علیه السلام 9 حدیث
- حضرت داوود علیه السلام 21 حدیث
- حضرت عزیر علیه السلام 1 حدیث
- حضرت ادریس علیه السلام 3 حدیث
- حضرت یحیی علیه السلام 8 حدیث

تــعــداد كــتــابــهــا : 111
تــعــداد احــاديــث : 45456
تــعــداد تــصــاویــر : 3838
تــعــداد حــدیــث روز : 685