چهل حديث « صدقه جاریه »
مقدمه
يا اَيُّهَا الّذينَ آمَنوُا!
اَنْفِقُوا مِمّا رَزَقْناكُم
مِنْ قَبْلِ اَنْ يَأتِىَ يَوْمٌ
لا بَيْعٌ فيهِ وَ لاخُلَّةٌ وَ لا شفاعَةٌ.
(بقره، 254)
اى كسانى كه ايمان آورده ايد!
از آنچه به شما روزى داده ايم، انفاق كنيد،
پيش از رسيدن روزى كه در آن روز (قيامت) نه داد و ستدى است و نه دوستى و واسطگى (و هيچ كدام به كار نمى آيد).
مال، وسيله آزمايش
همانطور كه گاهى بعضى از اعضاى بدن، «بى حس» مى شود،
آدمها هم گاهى «احساس» خود را از دست مى دهند.
حضرت رسول صلي الله عليه و آله آدميزادگان را همچون اعضاى يك جسد و پيكر دانسته كه همه با هم پيوند دارند و «چو عضوى به درد آورد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار».
حالا، اگر با درد يك عضو، عضو ديگر احساس درد نكرد، يا جدا شده از آن پيكر است، يا دچار «بى حسّى» است، يعنى نوعى «مردگى»!
خيلى از كسانى كه با ادعاى بالا، دم از «جامعه» و «حقوق انسانى» مى زنند، در مقابل همين مسأله ساده، يعنى درد و رنجِ انسانها و همنوعان، بى تفاوتند و آنچه برايشان مهمّ است، رفاه و آسايش «خود» است، ديگران در هر وضعى كه مى خواهند، باشند!
به آنان چه كه برخى پول نسخه و ويزيت ندارند،
به آنان چه كه بعضى با حسرت، شاهد پرپر شدن عزيزشانند و توان مداوا ندارند.
چه عيب دارد كه شاديهاى خود را با ديگران تقسيم كنيم و در اندوه و رنج همنوعان، شريك شويم؟
«بيدردى» هم يك «درد» است،
اما از آن دردها كه خود را نشان نمى دهد و رفته رفته «هويّت انسانى» را تحليل مى برد و از افراد، چيزى باقى نمى گذارد مگر مشتى تمنيّات سيرى ناپذير و هيكلى با روحيّـات حيوانى، فاقد هرگونه «احساس بشرى»!
يك جا خانواده اى با تكيه به «سرمايه قناعت» زندگى آرام و دلپذيرى دارند. در برابر، خانواده اى در آتش حرص و آز و افزون طلبى و مال اندوزى مى سوزند و در حسرت يك روز آسوده و يك شب آرام به سر مى برند.
يك سو، انسانهاى شريفى هستند كه هرچه بيشتر با آنان آشنا و مأنوس مى شويد، چهره هاى زيباترى از كمال روح و مناعت طبع مى بينيد و بر محبّـتتان افزوده مى شود، در سوى ديگر كسانى اند كه شنيدن نامشان بهتر از ديدن خودشان است و ديدنشان بهتر از آزمودن، و آشنايى دورادور، دلنشين تر از نزديك شدن به عفونتهاى زندگى خصوصى شان است!...
يكى «كسب وجهه» را در سايه خراب كردن ديگرى مى داند، ديگرى عادت كرده كه همواره از خوبيهاى ديگران بگويد و به مردم «عطر خوبى» و «گلاب انسانيّت» تعارف كند.
يك جا به زندگى مرفّه تر و برخوردارتر ديگران مى نگرند و پيوسته «غصّه» مى خورند،
يك جا هم وضع خود را با قشرهاى محرومتر جامعه مى سنجند و «شكر» مى كنند.
لذّت بعضى در «خير رساندن» به مردم است،
لذّت برخى هم در «نمـايش» كاميابيهاى خود به ناكامان.
فكر مى كنيد كدام يك «انسانى» است و كدام يك «حيوانى»؟
كار نيك كردن و «خيّر» بودن هم توفيق مى خواهد. چنان نيست كه هر كه ثروتمند و متمكّن بود، به اين آسانى بتواند از دارايى خود در راه خير و خداپسندانه استفاده كند.
انسانهاى آينده نگر و دورانديش و عاقل، پيش از مرگ در فكر آنند كه نام نيكى از خود به يادگار گذارند و بخشى از دارايى خود را به راهى خداپسندانه صرف كنند و تخصيص دهند، تا بركات وجودى آنان، پس از خودشان هم جريان يابد و با «صدقه جاريه» اى كه از خود برجاى مى گذارند، از غارت رفتن و تباه شدن اموال خويش، جلوگيرى كنند.
كسانى كه بيدار و هشيارند، تا دير نشده و كار از كار نگذشته، بايد بجنبند.
از نظر شرعى و دينى، انسان تا زنده است، صاحب اختيار همه اموال خويش است و مى تواند در هر راه خيرى كه تشخيص مى دهد، از دارايى و امكانات خود، خرج كند (البته نبايد زمينه ساز فقر و فلاكت و تضييع حقوق خانواده و فرزندان خود شود و آنان را پس از خود، محتاج اين و آن سازد). براى مصارفى خداپسندانه پس از فوت خود نيز، تا ميزانِ يك سوم از دارايى خويش، حق دارد كه وصيّت كند، تا وارثانش پس از او خرج كنند. اصطلاحا به اين ميزان، «ثُلثِ تَرَكه» مى گويند.
اين مخارج، گاهى ممكن است صرف كفن و دفن و مقبره و خيرات و مجالس يادبود براى متوفّى شود، گاهى هم در راههاى شايسته و كارهاى عامّ المنفعه، كه بهره آن تا ساليان دراز، هم به مردم برسد و هم ثوابش به روح شخصى كه از دنيا رفته است نائل گردد.
كسانى كه با اينگونه وصيّتها و وقفها، كارهاى خير ماندگار انجام مى دهند، مايه غبطه ديگرانند و بايد از آنان الهام و الگو گرفت.
بعضيها اموالى را وقف مى كنند كه پس از خودشان، خرج مهمانيها و اطعامهاى مفصّل گردد، كه لذّتى آنى براى ديگران دارد و چيزى از آن نمى ماند.
برخى هم هوشيار و بيدارند و به كارهاى ابتكارى دست مى زنند. و خوب مى دانند كه «مال» خود را كجا خرج كنند، تا «بركت» پيدا كند، و پس از مرگ هم از آثار آن، بهره مند شوند.
در بند «داشته ها» بودن و اسير «خواسته ها» شدن، نوعى بردگى آشكار است. زهد، «نداشتن» نيست، بلكه «دربندِ داشته ها نبودن» است!
با اين حساب، كسى كه تعلّقات مادى و دلبستگيهاى دنيوى او را چنان اسير ساخته كه حاضر نيست از دارايى خود خرج راه خدا و خدمت به بندگان خدا كند، بيچاره و مسكين است، امّا در نماى ثروتمند!
به هر حال ... اصل وصيت كردن در حال حيات و داشتن وصيتنامه، براى روشن شدن وضع مالى خود و بازماندگان و طلبكاران و بدهكاران، يك مسأله است و تخصيص بخشى از دارايى خود براى مصارف عام المنفعه پس از فوت، به ميزان يك سوم، مسأله ديگرى است كه برخى از نيكوكاران، از اين رهگذر، صدقات جاريه و باقيات الصالحاتى بر جاى مى گذارند كه تا ابد، مردم دعاگوى آنان مى شوند و برايشان رحمت نثار مى كنند.
جلوه راستين زندگيهاى مكتبى نيز در همين نيكوكاريهاست. هرچند ثروت و فرزندان، زينت و آرايش زندگى است، امّا به تعبير خداى رحمان، آن كارهاى شايسته و ماندگار (باقيات الصالحات) نزد خداوند، هم پاداش بهترى دارد و هم اميد به ثمر دهى و نجات بخشى آنها بيشتر است:
«اَلْمالُ وَ اَلْبَنونَ زينَةُ الحياةِ الدّنيا
وَ الباقياتُ الصّالحاتُ خَيرٌ عِندَ رَبِّكَ
ثَوابا و خيرٌ اَملاً»
براى همه شما عزيزان توفيق خدمت به بندگان خداوند را آرزومنديم.
قم ـ جواد محدّثى
بهار 1376 ش
شتاب به كار نيك
آمادگى براى مرگ
2
قال علىٌّ عليه السلام:
اِنَّ اَمْرا لا تَعْلَمُ مَتى يَفْجَأُكَ،
يَنْبَغى اَنْ تَسْتَعِدَّ لَهُ قَبْلَ اَنْ يَغْشاكَ.
پاداشهاى پساز مرگ
3
قالَ الصّادِقُ عليه السلام:
لَيْسَ يَتْبَعُ الرَّجُلَ بَعْدَ مَوْتِهِ مِنَ الأَجْرِ اِلاّ ثَلاثُ خِصالٍ:
صَدَقةٌ اَجْراها فى حَياتِهِ فَهِىَ تَجْرى بَعْدَ مَوْتِهِ،
و سُنَّةُ هُدىً سَنَّـها فَهِىَ يُعْمَلُ بِها بَعْـدَ مَوْتِهِ،
اَوْ وَلَـدٌ صـالِحٌ يَـدْعُـولَـهُ.
عـاقبت بخـيرى
4
قالَ رَسُولُ اللّه صلي الله عليه و آله:
مَن خُتِمَ لَهُ بِلا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ دَخَلَ الْجَنَّةَ،
وَمَنْ خُتِمَ لَهُ بِصيامِ يَوْمٍ دَخَلَ الْجَنَّـةَ،
وَمَنْ خُتِمَ لَهُ بِصَدَقَةٍ يُريدُ بِها وَجْهَ اللّهِ
دَخـَلَ الجَنـَّةَ.
پيش فرستادن نيكى
5
عَن بعضِ الائمّة عليه السلام قالَ:
اِنَّ اللّهَ تَبارَكَ و تَعالى يَقولُ: اِبْنَ آدَمَ! تَطَوَّلْتُ عَلَيْكَ بِثَلاثَةٍ:
سَـتَـرْتُ عَـليكَ ما لَوْ يَـعْلَمُ بِـهِ اَهْـلُـكَ مـا وارَوْكَ وَ اَوْسَعْتُ عَليكَ فَاسْتَقْرَضْتُ مِنكَ فَلَمْ تُقَدِّمْ خَيرا، وَ جَعَلْتُ لَكَ النَّظْرَةَ عِنْدَ مَوْتِـكَ فى ثُـلْثِـكَ فَلَمْ تُـقَـدِّمْ خَـيْرا.
وصيّـتنامه
6
قال رسولُ اللّه صلي الله عليه و آله:
ما يَنْبَغى لاِءِمْرِءٍ مُسلِمٍ اَنْ يَبيتَ لَـيْلَةً
اِلاّ وَ وَصِـيَّـتُةُ تَـحْتَ رَأسِـهِ.
وصـيّت به ثُـلث
7
قالَ الصّادقُ عليه السلام:
اِنَّ لِصـاحِـبِ الْمـالِ اَنْ يَعْـمَلَ بِـمـالِهِ ماشـاءَ مـا دامَ حَيّـا، اِنْ شـاءَ وَهَبَهُ، وَ اِنْ شاءَ تَصَـدَّقَ بِهِ وَ اِنْ شاءَ تَرَكَهُ اِلى اَنْ يَأتِيَهُ الْمَـوْتُ، فَـاِنْ اَوْصى بِهِ فَلَيْسَ لَهُ اِلاّ الثُلُثُ، اِلاّ اَنَّ الْفَـضْلَ فى اَنْ لا يُضَـيِّـعَ مَنْ يَـعُـولُهُ وَ لا يَضُـرَّ بِـوَرَثَتِـهِ.
راز ناخوشايندى مرگ
8
سُئِلَ الْحَسَنُ عليه السلام:
ما بالُنا نَكْرَهُ الْمَوْتَ وَ لا نُحِبُّهُ؟ فَقال عليه السلام:
اِنَّكُمْ اَخْرَبْتُمْ آخِرَتَكُمْ وَ عَمَّرْتُمْ دُنْياكُم،
فَاَنْتُمْ تَكْرَهُونَ النَّقْلَةَ مِنَ الْعُمْرانِ اِلَى الْخَرابِ.
نيكى، همدم انسان
9
قالَ رَسُولُ اللّه صلي الله عليه و آله:
يَتْبَعُ الْمَيِّتَ ثَلاثَةٌ: اَهْلُهُ وَ مالُهُ وَ عَمَلُهُ،
فَيَرْجِعُ اِثْـنانِ وَ يَبْـقى واحِـدٌ،
يَرْجِـعُ اَهْلُهُ وَ مالُهُ وَ يَبْقى عَمَلُهُ.
صــدقه جـاريه
10
قالَ رسولُ الله صلي الله عليه و آله:
اِذا ماتَ الاِنْسانُ اِنْقَطَعَ عَمَلُهُ اِلاّ مِنْ ثَلاثٍ:
صَدَقَةٍ جارِيَةٍ، اَوْ عِلْمٍ يُنْتَفَعُ بِهِ،
اَوْ وَلَدٍ صالحٍ يَدْعُو لَهُ.
بهرهگيرى از مال
11
قالَ علىٌ عليه السلام:
اِنَّ الْعَبْدَ اِذا ماتَ قالَتِ الْمَلائِكَةُ ماقَدَّمَ؟
وَقالَ النّاسُ ما اَخَّرَ؟
فَقَدِّمُوا فَضْلاً يَكُنْ لَكُمْ
وَلا تُؤَخِّرُوا كُـلاًّ يَكُنْ عَلَيْكُمْ،
فَاِنَّ الْمَحْرُومَ مَنْ حَرُمَ مِنْ خَيْرِ مالِهِ،
وَالْمَغْبُوطَ مَنْ ثَقُلَ بِالصَّدَقاتِ وَ الْخَيْراتِ مَوازينُهُ.
صدقات پس از مرگ
12
قال الصّادق عليه السلام:
سِتَّةٌ يَلْحَـقْنَ الْمُـؤمِنَ بَعْدَ وَفاتِهِ:
وَلَدٌ يَسْتَغْفِرُ لَهُ، و مُصْحَفٌ يَخْلِفُهُ، وَ غَرْسٌ يَغْرِسُهُ، وَ صَدَقَةُ ماءٍ يُجْريهِ، وَ قَليبٌ يَحْفِرُهُ وَ سُنَّةٌ يُؤْخَذُ بها مِنْ بَعدِهِ.
بركت مـال
13
قال علىٌّ عليه السلام:
اِنَّما لَكَ مِنْ مالِكَ ما قَدَّمْتَهُ لاِخِرَتِكَ،
وَمـا اَخَّـرْتَـهُ فَـلِلْوارِثِ.
در خـدمت خـوبان
14
قـال الصّـادقُ عليه السلام:
اِعْلَمْ اَنَّهُ مَنْ لَمْ يُنْفِقْ فى طاعَةِ اللّهِ
اُبْتُلِىَ بِاَنْ يُنْفِقَ فى مَعْصِيَةِ اللّهِ عَزّوَجَلّ،
وَ مَـنْ لَمْ يَـمْشِ فى حاجَـةِ وَلِىِّ اللّهِ
اُبْتُلِىَ بِاَنْ يَمْشِىَ فى حاجَةِ عَدُوِّاللّهِ.
رهتوشـه آخرت
15
قال علىٌّ عليه السلام:
يا اَهْلَ الدِّيارِ الْمُوحِشَةِ وَ الْمَحالِّ المُقْفِرَةِ وَ القُبُورِ المُظْلِمَةِ، يا اَهْلَ التُّرْبَةِ، يا اَهْلَ الْغُربَةِ، يا اَهْلَ الْوَحْدَةِ، يا اَهْلَ الْوَحْشَةِ، اَنْتُمْ لَنا فَرَطٌ سابِقٌ وَ نَحْنُ لَكُمْ تَبَعٌ لاحِقٌ، اَمَّا الدُّورُ فَقَدْ سُكِنَتْ، وَ اَمَّا الأَزْواجُ فَقَدْ نُكِحَتْ، وَ اَمَّا الأموالُ فَقَدْ قُسِّمَتْ، هذا خَبَرُ ما عِنْدَنا، فَما خَبَرُ ما عِندَكُمْ؟ ثُمَّ الْتَفَتَ اِلى اَصْحابِهِ فَقالَ:
اَما وَاللّهِ لَوْ اُذِنَ لَهُمْ فِى الكَلامِ، لأَخْبَرُوكُم
«اَنَّ خَـيْرَ الـزّادِ التّـقـوى».
خوشحالى براى كار خير
16
قال علىٌّ عليه السلام:
اَكْثِرْ سُرُورَكَ عَلى ما قَدَّمْتَ مِنَ الخَيْرِ
وحُزْنَكَ عَلى ما فاتَكَ مِنْهُ.
بهر آسايش مردم قدمى بردارد
نيك مرد آنكه نگردد دل او هرگز شاد
مگر از خاطر كس بار غمى بردارد.
تا فرصت باقى اسـت…
17
قالَ رَسولُ اللّه صلي الله عليه و آله:
اَفْضَلُ الصَّدَقَةِ اَنْ تَصَدَّقَ وَاَنْتَ صَحيحٌ شَحيحٌ تَأْمَلُ الْعَيْشَ وَتَخْشَى الْفَقْرَ، وَلاتُمَهِّلْ حَتّى اِذا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ قُلْتَ: لِفُلانٍ كَذا وَلِفُلانٍ كَذا.
تا پس از مرگ، تو را شمع مزارى باشد «صـائـب»
بهـترين اندوخـته
مال، در خدمت نيكى
19
قالَ علىٌّ عليه السلام:
مَنْ كانَ لَهُ مالٌ فَلْيَصِلْ بِهِ الْقَرابَةَ وَلْيُحْسِنِ الضِّيافَةَ وَلْيَفُكَّ بِهِ الْعانى وَالْأسيرَ، فَإنَّ الْفَوْزَ بِهذِهِ الخِصالِ مَكارِمُ الدُّنْيا وَشَرَفُ الآخِرَةِ.
به دمى، يا دِرمى، يا قلمى يا قدمى
ورثـه نـاسپاس
20
قالَ علىٌّ عليه السلام:
اَلا! وَاِنَّ اللِّسانَ الصّالِحَ يَجْعَلُهُ اللّهُ تَعالى لِلْمَرْءِ فىالنّاسِ خَيْرٌ لَهُ مِنَ الْمالِ يُوَرِّثُهُ مَنْ لايَحْمَدُهُ.
بهْ كزو مانَدسراى زرنگار
نام نـيك
بزرگترين حسـرت
22
قال علىٌّ عليه السلام:
اِنَّ اَعْظَمَ الْحَسَراتِ يَوْمَ القيامَةِ
حَسْرَةُ رَجُلٍ كَسَبَ مالاً فى غَيْرِ طاعَةِ اللّهِ،
فَوَرِثَهُ رَجُلٌ فَاَنْفَقَهُ فى طاعَةِ اللّهِ سُبْحانَهُ
فَدَخَلَ بِهِ الْجَنَّةَ وَدَخَلَ الأوَّلُ بِهِ النّارَ.
مسـتى ثـروت
23
قالَ علىٌّ عليه السلام:
اِسْتَعيذُوا بِاللّهِ مِنْ سَكْرَةِ الْغِنى،
فَاِنَّ لَهُ سَـكْرَةً بَعـيدَةَ الاْءفاقَـةِ.
مـال بى بـركت
24
قال النّبىُ صلي الله عليه و آله:
مَنْ مَنَعَ مالَهُ مِنَ الأَخْيارِ اِخْتِيارا
صَرَفَ اللّهُ مالَهُ اِلَى الأَشْرارِ اِضْطِرارا.
بده، و گرنه ستمگر به زور بستاند
سعادتِ دنيا و آخرت
25
قال علىٌّ عليه السلام:
اَلنّاسُ فِى الدُّنيا عامِلانِ:
عامِلٌ عَمِلَ فِى الدّنيا لِلّدُنْيا، قَدْ شَغَلَتْهُ دُنْياهُ عَنْ آخِرَتِهِ... فَيُفْنى عُمُرَهُ فى مَنْفَعَةِ غَيْرِهِ،
وَعامِلٌ عَمِلَ فِى الدّنيا لِما بَعْدَها فَجائَهُ الَّذى لَهُ مِنَ الدُّنيا بِغَيْرِ عَمَلٍ، فَاَحْرَزَ الْحَظَّيْنِ مَعا وَمَلَكَ الدّارَيْنِ جَميعا.
راهِ بهـشت
26
قالَ الصّادقُ عليه السلام:
اِنَّ اللّهَ تَعالى خَلَقَ خَلْقا مِنْ خَلْقِهِ اِنْتَجَبَهُمْ لِقَضاءِ حَوائِجِ فُقَراء شيعَتِنا عَلى ذلِكَ الْجَنَّةُ، فَاِنِ اسْتَطَعْتَ اَنْ تَكُونَ مِنْهُمْ فَكُنْ.
آثار صـدقه پنهانى
27
قالَ الباقُر عليه السلام:
اَلْبِرُّ وَصَدَقَةُ السِّرِ
يَنْفِيانِ الْفَقْرَ وَيَزيدانِ فِى الْعُمْرِ
وَيَدْفَعانِ سَبْعينَ ميتَهَ سُوءٍ.
آرزوهاى بر باد رفته
28
قالَ علىٌّ عليه السلام:
اَما رَأَيْتُمُ الَّذينَ يَأْمَلُونَ بَعيدا وَيَبْنُونَ مَشيدا وَيَجْمَعُونَ كثيرا كَيْفَ اَصْبَحَتْ بُيُوتُهُمْ قُبُورا وَماجَمَعُوا بُورا وَصارَتْ اَمْوالُهُمْ لِلْوارِثينَ وَاَزْواجُهُمْ لِقَوْمٍ آخَرينَ...؟
امروز به فكر فردا
29
قالَ علىٌّ عليه السلام:
فَدَعِ الاِ?ْرافَ مُقْتَصِدا وَاذْكُرْ فِى الْيَوْمِ غَدا
وَاَمْسِكْ مِنَ الْمالِ بِقَدْرِ ضَرُورَتِكَ
وَقَدِّمِ الْفَضْلَ لِيَوْمِ حاجَتِكَ.
بهـترين مـيراث
30
عَنِ الصّادِقِ عليه السلام:
خَيْرُ ما يُخْلِفُهُ الرَّجُلُ بَعْدَهُ ثَلاثَةٌ:
وَلَدٌ بارٌّ يَسْتَغْفِرُلَهُ،
وَسُنَّةُ خَيْرٍ يُقْتَدى بِهِ فيها،
وَصَدَقَةٌ تَجْرى مِنْ بَعْدِهِ.
1 ـ فرزند نيكوكارى كه براى او آمرزش مى طلبد،
2 ـ سنّت نيكى كه به آن اقتدا مى كنند.
3 ـ صدقه جاريه اى كه پس از او هم ادامه يابد.
راه دراز آخـرت
31
قالَ علىٌّ عليه السلام فى وَصِيَّتِهِ لاِبْنِهِ الحَسَنِ عليه السلام:
وَاعْلَمْ اَنَّ اَمامَكَ طَريقا ذا مَسافَةٍ بَعيدَةٍ وَمَشَقَّةٍ شَديدَةٍ... وَاِذا وَجَدْتَ مِنْ اَهْلِ الْفاقَةِ مَنْ يَحْمِلُ لَكَ زادَك اِلى يَوْمِ القِيامَةِ فَيُوافيكَ بِهِ غَدا حَيْثُ تَحْتاجُ اِلَيْهِ فَاْغْتَنِمْهُ وَحَمِّلْهُ اِيّاهُ وَاَكْثِرْ مِنْ تَزْويدِهِ وَاَنْتَ قادِرٌ عَلَيهِ، فَلَعَلَّكَ تَطْلُبُهُ قَلاتَجِدُهُ…
آسوده رو، كه بار تو بر دوش سائل است «صائب»
الگوى نيـكوكارى
مرده آنست كه نامش به نكويى نبرند
دنيا براى آخـرت
كس نيارد زپس، تو پيش فرست
ثروت مـاندگار و فانى
34
قالَ رَسُولُ اللّهِ صلي الله عليه و آله:
يَقُولُ اْبنُ آدَمَ: مالى، مالى،
هَلْ لَكَ مِنْ مالِكَ اِلاّ ما تَصَدَّقْتَ فَأَبْقَيْتَ،
اَوْ اَكَلْتَ فَأَفْنَيْتَ، اَوْ لَبِسْتَ فَأَبْلَيْتَ؟
آسـودگان قـيامت
35
عَنِ الرِّضا عليه السلام:
اِنَّ لِلّهِ عِبادا فىِ الأَرْضِ يَسْعَوْنَ فى حَوائِجِ النّاسِ هُمُ الاْمِنُونَ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَمَنْ اَدْخَلَ عَلى مُؤْمِنٍ سُرُورا فَرَّحَ اللّهُ قَلْبَهُ يَوْمَ القيامَةِ.
منّت، آفتِ احسان
36
قالَ عَلىٌّ عليه السلام:
يا اَهْلَ الْمَعْرُوفِ وَالإحْسانِ!
لاتَمـُنـُّوا بِاِحـْسانِكـُمْ،
فَاِنَّ الاْءحْسانَ وَالْمَعْرُوفَ يُبْطِلُهُ قَبيحُ الإمْتِنانِ.
دنيا، خرج آخرت
زان پيشتر كه بانگ برآيد، فلان نماند!
«سعدى»
نتيجه بخل در راه خير
38
عَنِ الكاظِمِ عليه السلام:
اِيّاكَ اَنْ تَمْنَعَ فى طاعَةِ اللّهِ
فَتُنْفِقَ مِثْلَيْهِ فى مَعْصِيَةِ اللّهِ.
توفيق نيكوكارى
39
قال الصّادقُ عليه السلام:
لَيْسَ كُلُّ مَنْ يُحِبُّ اَنْ يَصْنَعَ الْمَعْرُوفَ اِلَى النّاسِ يَصْنَعُهُ وَلَيْسَ كُلُّ مَنْ يَرْغَبُ فيهِ يَقْدِرُ عَلَيهِ وَلا كُلُّ مَنْ يَقْدِرُ عَلَيْهِ يُؤْذَنُ لَهُ فيهِ،
فَاِذَا اْجَتَمَعَتِ الرَّغْبَةُ وَالْقُدْرَةُ وَالاِءذْنُ فَهُنالِكَ تَمَّتِ السَّعادَةُ لِلطّالِبِ وَالْمَطْلُوبِ اِلَيْهِ.
وصىّ خود باش
40
قال علىٌّ عليه السلام:
يَا ابْنَ آدَمَ! كُنْ وَصِىَّ نَفْسِكَ وَاعْمَلْ
فى مالِكَ ما تُؤْثِرُ اَنْ يُعْمَلَ فيهِ مِنْ بَعْدِكَ.
جز آنكه پيش فرستى به روز بازپسين را
«سعدى»
امام صادق عليه السلام:
لَو أدرَكتُهُ لَخَدَمتُهُ أيّامَ حَياتي؛
اگر او [امام زمان عليه السلام] را دريابم، تمام عمر به او خدمت مىكنم.
الغيبه نعمانى ، ص 245
- رسول خدا صلی الله علیه و آله 11014 حدیث
- فاطمه زهرا سلام الله علیها 90 حدیث
- امیرالمؤمنین علی علیه السلام 17430 حدیث
- امام حسن علیه السلام 332 حدیث
- امام حسین علیه السلام 321 حدیث
- امام سجاد علیه السلام 880 حدیث
- امام باقر علیه السلام 1811 حدیث
- امام صادق علیه السلام 6388 حدیث
- امام کاظم علیه السلام 664 حدیث
- امام رضا علیه السلام 773 حدیث
- امام جواد علیه السلام 166 حدیث
- امام هادی علیه السلام 188 حدیث
- امام حسن عسکری علیه السلام 233 حدیث
- امام مهدی علیه السلام 82 حدیث
- حضرت عیسی علیه السلام 245 حدیث
- حضرت موسی علیه السلام 32 حدیث
- لقمان حکیم علیه السلام 94 حدیث
- خضر نبی علیه السلام 14 حدیث
- قدسی (احادیث قدسی) 43 حدیث
- حضرت آدم علیه السلام 4 حدیث
- حضرت یوسف علیه السلام 3 حدیث
- حضرت ابراهیم علیه السلام 3 حدیث
- حضرت سلیمان علیه السلام 9 حدیث
- حضرت داوود علیه السلام 21 حدیث
- حضرت عزیر علیه السلام 1 حدیث
- حضرت ادریس علیه السلام 3 حدیث
- حضرت یحیی علیه السلام 8 حدیث
تــعــداد كــتــابــهــا : 111
تــعــداد احــاديــث : 45456
تــعــداد تــصــاویــر : 3838
تــعــداد حــدیــث روز : 685




