رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله : إذا ماتَ أحَدُكُم فَقَد قامَت قِيامَتُهُ، فاعبُدوا اللّه َ كأنَّكُم تَرَونَهُ، و استَغفِروهُ كلَّ ساعَةٍ .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هرگاه يكى از شما بميرد، قيامتش بر پا شود. پس خدا را چنان بپرستيد كه انگار او را مى بينيد و هر لحظه از او آمرزش بخواهيد.
عنه صلى الله عليه و آله : إذا ماتَ أحَدُكُم فَقد قامَت قِيامَتُهُ ، يَرى ما لَهُ مِن خَيرٍ و شَرٍّ .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هرگاه يكى از شما بميرد، قيامتش برپا شده است، خوبى ها و بدى هاى خود را مى بيند.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : من بيم دهنده هستم و مرگ شبيخونْ زننده و قيامت وعده گاه.
عنه صلى الله عليه و آله : المَوتَ المَوتَ ! ألا و لا بُدَّ مِن المَوتِ ، جاءَ المَوتُ بما فيهِ ، جاءَ بالرَّوحِ و الرّاحَةِ و الكَرَّةِ المُبارَكةِ إلى جَنَّةٍ عالِيَةٍ لأهلِ دارِ الخُلودِ ، الّذينَ كانَ لَها سَعيُهُم
و فيها رغبَتُهُم . و جاءَ المَوتُ بما فيهِ بالشِّقوَةِ و النَّدامَةِ و بالكَرَّةِ الخاسِرَةِ إلى نارٍ حاميَةٍ لأهل دارِ الغُرورِ ، الّذينَ كانَ لَها سَعيُهُم و فيها رغبَتُهُم .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : مرگ [را در نظر آوريد]، مرگ را! بدانيد كه از مرگ گريزى نيست. مرگ آنچه دارد با خود مى آورد : خوشى و آسايش و رستاخيزى خجسته به سوى بهشتى برين را براى اهل سراى جاودانى مى آورد؛ همانان كه براى اين سراى كار مى كردند و بدان رغبت مى ورزيدند و مرگ، بدبختى و پشيمانى و رستاخيزى زيانبار به سوى آتشى سوزان را براى طالبانِ سراىِ فريب مى آورد؛ همانان كه براى اين سراى مى كوشيدند و بدان رغبت مى ورزيدند.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس با هر چيزى [از اعمال و صفات ]بميرد، خداوند او را با همان برمى انگيزد.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر بنده اى، با همان چيزى برانگيخته مى شود كه مرده است.
عنه صلى الله عليه و آله : المُسلمُ إذا حَضَرَتهُ الوَفاةُ سَلَّمَتِ الأعضاءُ بَعضُها على بَعضٍ ، تقولُ : علَيكَ السَّلامُ تُفارِقُني و اُفارِقُكَ إلى يَومِ القِيامَةِ .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : مسلمان هر گاه مرگش فرا رسد، اعضاى بدنش از يكديگر خداحافظى مى كنند و مى گويند: بدرود، تا روز قيامت از هم جدا مى شويم.
امام على عليه السلام : هر زنده اى را مرگى است.
امام على عليه السلام : مرگ، آغاز عدالتِ آخرت است.
امام على عليه السلام : با مرگ، دنيا پايان مى پذيرد.
امام على عليه السلام : مرگ، دروازه آخرت است.
عنه عليه السلام : خَلَقَ الآجالَ فأطالَها و قَصَّرَها ، و قَدَّمَها و أخَّرَها ، و وَصَلَ بالمَوتِ
أسبابَها ، و جَعَلَهُ خالِجا لأشطانِها .
، و قاطِعا لِمَرائرِ أقرانِها .
.
امام على عليه السلام : مدّت عمرها را معيّن فرمود و آنها را دراز و كوتاه و دير و زود قرار داد و طناب هاى آن را به مرگ وصل كرد و مرگ را كِشنده طناب هاى بلند عمرها و گسلنده رشته هاى ريسمان هاى آنها قرار داد.
عنه عليه السلام : الحَمدُ للّه ِ الّذي شَرَعَ الإسلامَ فسَهَّلَ شَرائعَهُ لِمَن وَرَدَهُ ··· التَّصديقُ مِنهاجُهُ ، و الصّالِحاتُ مَنارُهُ ، و المَوتُ غايَتُهُ ، و الدُّنيا مِضمارُهُ ، و القِيامَةُ حَلبَتُهُ ، و الجَنَّةُ سُبقَتُهُ .
امام على عليه السلام : ستايش خدايى را كه شريعت اسلام را بنا نهاد و آبشخورهاى آن را براى كسى كه بخواهد از آن آب بنوشد، آسان و هموار گردانيد··· شاهراه آن تصديق است و مناره اش كارهاى نيكو و پايانش مرگ و دنيا ميدان مسابقه آن و قيامت محلّ گرد آمدن مسابقه دهندگانش و بهشت جايزه اش.
عنه عليه السلام : إنّ المَوتَ هادِمُ لَذّاتِكُم ، و مُكَدِّرُ شَهَواتِكُم ، و مُباعِدُ طَيّاتِكُم ، زائرٌ غيرُ مَحبوبٍ ، و قَرنٌ غيرُ مَغلوبٍ ، و واتِرٌ غيرُ مَطلوبٍ ، قد أعلَقَتكُم حَبائلُهُ ··· فيُوشِكُ أن تَغشاكُم دَواجي ظُلَلِهِ ، و احتِدامُ عِلَلِهِ .
امام على عليه السلام : مرگ برهم زننده خوشى هاى شماست و تيره كننده شهوت هاى شما و دور كننده شما از هدف هايتان. ميهمانى نا خواستنى ، و هماوردى شكست نا پذير و خونريزى بازخواست نشدنى است. شما را در دام هاى خود افكنده است··· نزديك است كه تاريكى سايه هاى مرگ و شدّت دردهاى آن شما را فراگيرد.
عنه عليه السلام : إن للّه ِ مَلَكا يُنادي في كلِّ يَومٍ : لِدُوا لِلمَوتِ ، و اجمَعوا لِلفَناءِ ، و ابنُوا لِلخَرابِ .
امام على عليه السلام : خداوند فرشته اى دارد كه هر روز ندا مى دهد : بزاييد براى مردن، و گرد آوريد براى نابودى و بسازيد براى ويرانى.
الإمامُ زينُ العابدينَ عليه السلام : أشَدُّ ساعاتِ ابنِ
آدمَ ثلاثُ ساعاتٍ : السّاعَةُ التي يُعايِنُ فيها ملَكَ المَوتِ ، و السّاعَةُ الّتي يَقومُ فيها مِن قَبرِهِ ، و السّاعَةُ التي يَقِفُ فيها بينَ يَدَيِ اللّه ِ تباركَ و تعالى ، فإمّا إلَى الجَنّةِ ، و إمّا إلَى النّارِ··· .
امام زين العابدين عليه السلام : سخت ترين لحظات آدمى سه لحظه است : لحظه اى كه ملك الموت را مى بيند، و لحظه اى كه از گورش برمى خيزد ، و لحظه اى كه در برابر پروردگار خود ـ تبارك و تعالى ـ مى ايستد، پس يا سوى بهشت مى رود يا سوى دوزخ···
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام : إنّ قَوما أتَوا نَبيّا فقالُوا : اُدعُ لَنا ربَّكَ يَرفَعْ عنّا المَوتَ ، فدَعا لَهُم فَرفَعَ اللّه ُ تباركَ و تعالى عنهُمُ المَوتَ، و كَثُروا حتّى ضاقَت بهِمُ المَنازِلُ و كَثُرَ النَّسلُ ، و كانَ الرّجُلُ يُصبِحُ فيَحتاجُ أن يُطعِمَ أباهُ و اُمَّهُ و جَدَّهُ و جَدَّ جدِّهِ و يُرضِيَهُم .
و يَتعاهَدَهُم ، فشُغِلوا عن طَلَبِ المَعاشِ ، فأتَوهُ فقالوا : سَلْ ربَّكَ أن يَرُدَّنا إلى آجالِنا الّتي كُنّا علَيها ، فسَألَ ربَّهُ عَزَّ و جلَّ فَرَدَّهُم إلى آجالِهِم .
امام صادق عليه السلام : گروهى نزد پيغمبرى آمدند و گفتند : دعا كن پروردگارت مرگ را از ما بردارد. آن پيامبر برايشان دعا كرد. پس خداوند تبارك و تعالى مرگ را از آن جماعت برداشت. جمعيتشان چندان زياد شد كه خانه ها بر آنان تنگ گشت و نسلشان افزايش يافت. [به طورى كه ]صبح كه مى شد مرد [خانه] مجبور بود پدر و مادر و پدر بزرگ و پدر بزرگِ پدر بزرگش را غذا بدهد و آنها را راضى گرداند [يا به نظافت آنها برسد] و به ايشان رسيدگى نمايد. لذا از كسب و كار باز ماندند. اين بود كه آمدند و گفتند : از پروردگارت بخواه ما را به عمرهايى كه داشتيم برگرداند. آن پيغمبر از پروردگارش عزّ و جلّ، چنين تقاضا كرد و خداوند آنها را به مدّت هاى [معيّن شده ]عمرشان باز گرداند.
الإمامُ الرِّضا عليه السلام : إنّ أوحَشَ ما يكونُ هذا الخَلقُ في ثلاثةِ مَواطِنَ : يَومَ يُولَدُ و يَخرُجُ مِن بَطنِ اُمّهِ فيَرَى الدُّنيا ، و يَومَ يَموتُ فيُعايِنُ الآخِرَةَ و أهلَها ، و يَومَ يُبعَثُ فيَرى
أحكاما لَم يَرَها في دارِ الدُّنيا··· .
امام رضا عليه السلام : وحشتناك ترين زمان براى اين موجود (انسان) سه جاست : روزى كه زاده مى شود و از شكم مادرش بيرون مى آيد و دنيا را مى بيند، و روزى كه مى ميرد و آخرت و اهل آن را مشاهده مى كند، و روزى كه برانگيخته مى شود و احكامى را مى بيند كه در سراى دنيا نديده است··· .