امام على عليه السلام : مؤمن از سرگرمى به دور و با كارهاى جدّى دمخور است.
امام على عليه السلام ـ در وصف مؤمن ـ فرمود : وقتش پُر است.
عنه عليه السلام : عَجَبا لابنِ النّابِغَةِ ! يَزعُمُ لأهلِ الشّامِ أنّ فِيَّ دُعابَةً .
، و أنّي امرؤٌ تَلعابَةٌ ، اُعافِسُ و اُمارِسُ ! لَقد قالَ باطِلاً ، و نَطَقَ آثِما ··· أما و اللّه ِ إنّهُ لَيَمنَعُني مِن اللّعبِ ذِكرُ المَوتِ ، و إنّهُ لَيَمنَعُهُ مِن قَولِ الحَقِّ نِسيانُ الآخِرَةِ .
امام على عليه السلام : شگفتا از [عمر و عاص] پسر آن زن بد كاره! در ميان شاميان شايع كرده كه در من لودگى است و مردى بازيگوش هستم و كارم شوخى و بازى است! او سخن نادرستى گفته و به گفتارى گناه آلود، زبان گشوده است··· هان! به خدا سوگند كه ياد مرگ مرا از بازى باز مى دارد و فراموش كردن آخرت، او را از گفتن حق باز مى دارد.
امام حسن عليه السلام : مؤمن ، سرگرمى نمى كند تا در نتيجه غافل گردد. پس چون [لحظه اى در كار خود ]بينديشد اندوهگين شود.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام ـ فيمَن طَلبَ الصَّيدَ
لاهِيا ـ : و إنّ المؤمنَ لَفي شُغُلٍ عن ذلكَ ، شَغَلَهُ طَلَبُ الآخِرَةِ عَنِ المَلاهي . . . و إنَّ المؤمنَ عَن جَميعِ ذلكَ لَفي شُغُلٍ ، ما لَهُ و للمَلاهي ؟! فإنَّ المَلاهيَ تُورِثُ قَساوَةَ القَلبِ و تُورِثُ النِّفاقَ .
امام صادق عليه السلام ـ درباره كسى كه براى سرگرمى دنبال شكار مى رود ـ فرمود :
مؤمن، فرصت چنين كارهايى را ندارد
آخرت جويى او را از سرگرمى باز داشته است . . . مؤمن به هيچ يك از اين كارها نمى رسد، او را چه به سرگرمى ها؟! كارهاى لهو و سرگرم كننده، سخت دلى مى آورد و نفاق بر جاى مى گذارد.
بحار الأنوار عن صَفوانِ الجمّالِ : سألتُ أبا عبدِ اللّه ِ عليه السلام عن صاحِبِ هذا الأمر، قالَ : صاحِبُ هذا الأمرِ لا يَلهو و لا يَلعَبُ . و أقبَلَ أبو الحسنِ و هُو صَغيرٌ و مَعهُ بُهمَةٌ عَناقٌ مَكّيَةٌ و يقولُ لَها : اسجُدي لِرَبِّكِ ، فأخَذَهُ أبو عبدِ اللّه ِ عليه السلام و ضَمَّهُ إلَيهِ و قالَ : بأبي أنتَ و اُمّي، مَن لا يَلهو و لا يَلعَبُ .
بحار الأنوار ـ به نقل از صفوان جمال ـ : از امام صادق عليه السلام از دارنده مقام امامت سؤال كردم. حضرت فرمود : دارنده اين مقام سرگرمى و بازى نمى كند. در اين هنگام ابو الحسن، موسى، كه كودك بود وارد شد. او با خود بزغاله اى مكّى داشت و مرتب به او مى گفت: پروردگارت را سجده كن. حضرت صادق عليه السلام او را در آغوش كشيد و فرمود: پدر و مادرم فداى كسى كه سرگرمى و بازى نمى كند.
مجمع البيان عن مَعمرٍ، قالَ: إنَّ الصِّبيانَ قالوا ليحيى : اِذهَبْ بنا لِنَلعَبَ ، فقالَ : ما لِلَّعبِ خُلِقنا ، فأنزَلَ اللّه ُ فيهِ: «و آتَيْناهُ الحُكْمَ صَبِيّا» .
و رُويَ ذلكَ عن أبي الحسنِ الرِّضا عليه السلام .
مجمع البيان: از معمر نقل شده كه گفت: كودكان به يحيى [نبى] گفتند: بيا با هم بازى كنيم. يحيى گفت: ما، براى بازى آفريده نشده ايم. از اين جاست كه خداوند درباره او فرموده است: «و از كودكى به او حكمت داديم». اين مطلب از حضرت رضا عليه السلام روايت شده است.