الكافي :رُوِيَ عَن لُقمانَ أنَّهُ قالَ لاِبنِهِ : يا بُنَيَّ ، ذُقتُ الصَّبِرَ ، وأكلَتُ لِحاءَ الشَّجَرِ فَلَم أجِد شَيئاً هُوَ أمَرُّ مِنَ الفَقرِ ، فَإِن بُليتَ بِهِ يَوماً فَلا [في المصدر : «ولا» ، والتصويب من وسائل الشيعة .] تُظهِرِ النّاسَ عَلَيهِ فَيَستَهينوكَ ولا يَنفَعوكَ بِشَيءٍ ، اِرجِع إلَى الَّذِي ابتَلاكَ بِهِ فَهُوَ أقدَرُ عَلى فَرَجِكَ ، وسَلهُ ، مَن ذَا الَّذي سَأَلَهُ فَلَم يُعطِهِ ، أو وَثِقَ بِهِ فَلَم يُنجِهِ! [الكافي : ج ۴ ص ۲۲ ح ۸ ، وسائل الشيعة : ج ۹ ص ۴۴۵ ح ۱۲۴۵۲ .]
الكافى :از لقمان ، روايت شده كه به پسرش گفت: «پسرم! شيره درخت صبر را چشيدم و پوست درخت را هم خوردم ؛ ولى چيزى كه از نادارى تلخ تر باشد ، نيافتم. پس اگر روزى به نادارى مبتلا شدى، آن را براى مردم ، آشكار نكن ؛ چون تو را خوار مى شمارند و هيچ فايده اى به تو نمى رسانند باز گرد به سوى كسى كه تو را به فقر مبتلا كرد و او بر گشايش كار تو تواناتر است، و از او حاجت بخواه. كيست كه از او درخواست كند و او عطايش ندهد يا به او اعتماد كند و او نجاتش ندهد».
كنز الفوائد :مِمّا رُوِيَ عَن لُقمانَ عليه السلام مِن حِكمَتِهِ ووَصِيَّتِهِ لاِبنِهِ : ... اِعلَم ـ يا بُنَيَّ ـ أنّي ذُقتُ الصَّبِرَ وأنواعَ المُرِّ فَلَم أرَ أمَرَّ مِنَ الفَقرِ ، فَإِنِ افتَقَرتَ يَوماً فَاجعَل فَقرَكَ بَينَكَ وبَينَ اللّه ِ ، ولا تُحَدِّثِ النّاسَ بِفَقرِكَ فَتَهونَ عَلَيهِم ، ثُمَّ سَل [في بحار الأنوار : «يا بُنَيَّ ، اُدعُ اللّه َ ثُمَّ سَل ...» .] فِي النّاسِ : هَل مِن أحَدٍ دَعَا اللّه َ فَلَم يُجِبهُ ، أو سَأَلَهُ فَلَم يُعطِهِ . [كنز الفوائد: ج ۲ ص ۶۶ ، بحار الأنوار : ج ۱۳ ص ۴۳۲ ح ۲۴ .]
كنز الفوائد :روايت شده كه از سفارش هاى حكيمانه لقمان به پسرش، اين بود: « . . . بدان اى پسرم! من شيره درخت صبر و انواع تلخى ها را چشيدم ؛ ولى چيزى تلخ تر از فقر نيافتم. اگر روزى فقير شدى ، فقرت را بين خود و خدا پنهان كن و مردم را از آن باخبر نكن؛ چون نزد آنان سبك مى شوى. سپس از مردم بپرس: آيا كسى هست كه خدا را خوانده باشد ، ولى او را جواب نداده باشد، يا از خدا خواسته باشد ، ولى عطايش نكرده باشد؟!».
إرشاد القلوب :مِن وَصِيَّةِ لُقمانَ عليه السلام لاِبنِهِ ، قالَ : ... يا بُنَيَّ ، اِجعَل غِناكَ في قَلبِكَ ، وإذَا افتَقَرتَ فَلا تُحَدِّثِ النّاسَ بِفَقرِكَ فَتَهونَ عَلَيهِم ، ولكِنِ اسأَلِ اللّه َ مِن فَضلِهِ . [إرشاد القلوب : ص ۷۲ .]
إرشاد القلوب :از سفارش لقمان به پسرش است كه گفت: «... پسرم! بى نيازى ات را در دل ، نگه دار و هر گاه فقير شدى، مردم را از آن باخبر نكن؛ چون نزد آنان سبك مى گردى، و از فضل خدا درخواست كن».
إصلاح المال عن كعب :قالَ لُقمانُ لاِبنِهِ : يا بُنَيَّ ، إذَا افتَقَرتَ فَافزَع إلى رَبِّكَ عَزَّ وجَلَّ وَحدَهُ فَادعُهُ ، وتَضَرَّع إلَيهِ ، وَاسأَلهُ مِن فَضلِهِ وخَزائِنِهِ ؛ فَإِنَّهُ لا يَملِكُهُ غَيرُهُ . [اصلاح المال : ص ۱۲۴ ح ۴۶۱ .]
إصلاح المال ـ به نقل از كعب ـ : لقمان به پسرش گفت: «پسرم! هر گاه فقير شدى، تنها به درگاه پروردگار عز و جل آه و ناله كن و او را بخوان و به سوى او تضرّع نما و از فضل او و خزانه هاى او درخواست كن؛ زيرا غير خدا، هيچ كس مالك خزانه هاى خدا نيست» .
إحياء علوم الدين :قالَ لُقمانُ لاِبنِهِ : يا بُنَيَّ ، لا تُذهِب ماءَ وَجهِكَ بِالمَسأَلَةِ ، ولا تُشفِ غَيظَكَ بِفَضيحَتِكَ ، وَاعرِف قَدرَكَ تَنفَعكَ مَعيشَتُكَ . [إحياء علوم الدين : ج ۳ ص ۲۵۹ .]
إحياء علوم الدين :لقمان به پسرش گفت: «پسرم! آبروى خود را با درخواست كردن ، نَبَر و خشمت را با فرياد ، شفا نَدِه و قدر و اندازه خود را بشناس تا زندگى ات سودمند باشد».
الأَمل والمأمول :قالَ لُقمانُ لاِبنِهِ : اُوصيكَ بِتَقوَى اللّه ِ ؛ فَإِنَّها رَأسُ كُلِّ شَيءٍ . وَاحفَظ عَنّي ما أقولُ : اِعلَم أنَّهُ لا يَطَأُ بِساطَكَ في فِنائِكَ إلاّ راهِبا مِنكَ أو راغِبا إلَيكَ، فَابدَأ بِالنَّوالِ قَبلَ السُّؤالِ فَإِنَّكَ مَتى ألجَأتَهُ إلى مَسأَلَةٍ أخَذتَ مِن عَرَضِهِ وحَرِّ وَجهِهِ أكثَرَ مِمّا تُعطيهِ مِن مالِكِ . [الأمل والمأمول للجاحظ : ص ۲۸ .]
الأمل و المأمول، جاحظ :لقمان به پسرش گفت : «تو را به تقواى الهى سفارش مى كنم؛ زيرا تقوا سرآمد هر چيزى است . آنچه مى گويم، از من داشته باش: بدان كه جز كسى كه از تو مى ترسد يا اميدى به تو دارد، ديگرى پا به آستانه تو نمى گذارد . از اين رو، پيش از درخواست [وى] ، به بخشش آغاز كن ؛ چرا كه هر گاه او را به درخواستْ وادار كنى ، بيش از آنچه از دارايى ات به او مى دهى، آبرو و سربلندى اش را از او مى گيرى».